تبليغاتX
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست...

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست...

من می مونم شما میرید...

 

مرسی برای همه ی کامنت ها .من نظراتتون رو دوست دارم و هیچ وقت با خوندنش تنم کهیر نمیزنه! چه اونایی که نظر موافق دارن چه اونایی که نظر مخالف دارن.اگه قرار بود ادما همه یه جور فکر کنن که زندگی مسخره بود.

یه روز شماها همتون میرید داداش سیامک که همیشه کامنت می ذاره مهسا که چند وقته پیداش نیست ریحانه و محیا که همیشه هوای منو دارن سرطان که از سلیقه ی من خوشش اومده و... همه میرید و

من می مونم و این وبلاگ

 من می مونم و این پستا

من می مونم و این کامنتا

 من می مونم و این شعرا

من میمونم و عکسای کربیس

 من می مونم و تنهاییام

 من میمونم و اتاقم

من می مونم و "یاور همیشه مؤمن"

 من می مونم و خاک روی میزم

من می مونم و قاب عکسای خالیم

 من می مونم و  هوای شرجیه جنوب

 من می مونم و دفتر شعرم

من می مونم و داستانام

من می مونم و سطل اشغال پر از چک نویس

 من می مونم و اینم

 من می مونم و دفتر خاطراتم

من می مونم و عشقای خنده دارم

 من می مونم و نامه های هزار بار خونده شدم

 من می مونم و دارو هام

 من می مونم و رنگ نفسم

من می مونم و تلخیه بادومهای تو یخچال

من می مونم و دفتر یادداشت

من می مونم و پوستر هام

من می مونم و دفتر عکسام

من می مونم و کتاب سهراب

من می مونم و استرس شبای امتحان

من می مونم و روز تولدم

من می مونم و گیلاس های خشک شده ی روی درخت

من می مونم و حیاط مامان بزرگ

من می مونم و شاه پسندای بابابزرگ

من می مونم و بلاگفا

من می مونم و تلویزیون خاموش

من می مونم و اهنگ های ابی

من می مونم و غذاهای یخزده

من می مونم و رنگای تند تابستون

من می مونم و مانتوی مشکیم

من می مونم و ماهیهای شب عید

من می مونم و پولکای لباسم

من می مونم و این زندگی...

شما میرید من می مونم بعد دوباره ادمای جدید میان. کامنت می ذارن.خوب و بد.میرن و من می مونم

من می مونم و این وبلاگ

من می مونم این پستا 

من می مونم و...

و این تکرار تکرار است...

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 تیر1385ساعت 15:0  توسط ترانه  | 

موفق باشید...!

 

بلند شو دوست كنكوري! بلند شو!
ميدانم تا صبح نخوابيده اي،
مثل ديگر شبها.اين هم طنز زندگي است،زماني كه ميخواستي درس بخواني ونخوابي ، خواب چشمانت را ميربود و حالا كه به توصيه فلان دكتر و فلان مهندس بايد راحت بخوابي ، خواب به چشمانت نمي آيد.اما غصه نخور هر چه بود تمام شد.
بلند شو آبي به صورتت بزن
!

اما در آيينه به صورتت نگاه نكن.چشمانت خيلي خسته است.مبادا با نگاه به آيينه پوست خشك و چروك صورتت را ببيني و دوباره به ياد آن جوش هاي لعنتي بيفتي و هواست پرت شودو آن وقت....
نگو چقدر آدم بد بختي هستم،مگر ميشود 1/5ميليون آدم با هم بد بخت شوند، ظلم هم نيست ، مگرنشنيدي كه ميگويند ظلم بالسويه عدل است
.
لباست را مرتب كن
!  وقت زيادي نداري.
چقدر اين وقت لعنتي عزيز است،بخصوص سر تست هاي زبان! كاش به جاي مرتب كردن لباس وقتي براي سه تست آخر زبان ميدادند،لباس مرتب به چه كارت مي آيد وقتي به سر بازي ميروي يا شايد وقتي به كلاس گلدوزي و ...
اما غصه نخور ديگر تمام شد.
مداد هايت را تيز كن!
مبا دا بيشتر از آنچه كه بايد، سياه كنند!نگو لعنت بر بخت سياه ،نگو اين چه مملكتي است كه در آن هر جوان بايد يكسال استرس كنكور را بكشد.درك كن! بفهم ما در جامعه ي در حال توسعه هستيم،در حال گذار به دنياي جديد، بفهم كه بايد براي گذار به دنياي جديد بايد مدادت تيز باشد!
كارتت را بردار
!

 يادت مي آيد به خاطر همين كارت در آن شلوغي عينكت شكست.كارت را در سمت چپ سينه ات نصب كن.خوب يادت باشد كه تو همين كارت هستي،بدون اين كارت نيستي . تو يك شماره اي ،
شماره اي بر بالاي صفحه كه اگر در آن دست ببري برگه ات تصحيح نميشود!
بلند شو دوست كنكوري ! وقت زيادي نداري.
 زياد نخور به قول مشاورت زياد كه بخوري به مغزت فشار مي آيد. با مغز پر تست مي زنند نه با معده ي پر!
بلند شو، ديگر وقت رفتن است. روي مادرت را ببوس
!

به روي خودت نياور كه ميداني تا صبح گريه ميكرده و دعا مي خوانده، به روي خودت نياور كه ميداني بيش از تو نگران است.در چشم پدرت نگاه كن، خجالت نكش،مطمئن باش تمام پولي را كه بابت شهريه كلاس هايت داده است با رضاي خاطر پرداخته است.لبخند بزن! بگذار چروك دور چشمانش اندكي باز شود. مگر نميبيني بخاطر تو امروز سر كار نرفته است تا تورا برساند كه مبادا دير نرسي و آن وقت...
نگو پدر بيخود نگران است،
تو همه را نگران كرده اي، حتي برادر كوچك ات كه به خاطر تو امسال به هيچ گردش و مسافرتي هم نرفته، صبح زود بيدار شده است،آبميوه را از دستش بگير ، وقتي ضعف ميكني به دردت ميخورد. مراقب باش روي پاسخ نامه ات نريزد،مي بيني! به همين سادگي يكسال عمرت به فنا مي رود...
گريه ميكني..؟!گريه ديگر چرا؟
مگر شب هاي قبل كه گريه كردي چه شد؟ سرت را بالا بگير. اشك هايت را پاك كن مبادا روي پاسخنامه بچكد،حواست جمع باشد كنكور را به سياهي قلم مي دهند نه به زلالي اشك...........

*منوری*

+ نوشته شده در  جمعه 9 تیر1385ساعت 1:0  توسط ترانه  | 

روح خاکستری

 

- یه شعر برای کسانی که وقتی برای فکر کردن به کانون گرم خانواده عشق اهنگ و شعر را ندارند ولی گاهی وقت ها از اهنگ های عاشقانه لذت می برند...

 

تو از کدامین دیار به اینجا امده ای

که روحی چنین خاکستری داری؟

تو با کدامین حس جنگ کرده که این گونه

عشق را از یاد برده ای؟

 

بیا و خاکستری وجودت را به

ابی بیکران دریا ببخش و

ابیش را بگیر

 

چرا تا شکوفه های گیلاس هست

دفترت را با برگ های پاییزی پر می کنی؟

و چرا وجودت را سیاه قلم می زنی

تا وقتی سبز دشتها وجود دارد

 

و چرا از مهر می گریزی این چنین؟

با هر نفست می توانی دوست داشته باشی

می توانی رنگها را ببینی

نگاه کن!رنگین کمان زیر ابرهای خاکستری وجودت است

ابرها را کنار بزن و خوشبختی را یاد بگیر

و کار و خورشید و رنگ و مهتاب

 

سهم تو بیشتر از این خاکستری هاست...

 

- فکر کنم اینو براتون اف گذاشته بودم:فیلم افساید تو ایران توقیف شده و اجازه ی پخش نداره ولی از سایت  www.persianhub.com  دانلود کنید.حتما این فیلمو ببینید فوق العاده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 تیر1385ساعت 22:10  توسط ترانه  |